مسجدسلیمان مسجد امام حسین(ع)نفتون

خرید بک لینک

<a href='/last-search/?q=مسجد'>مسجد</a> مقدس جمکران

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

سلام بر مهدي (عج)

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

انقلاب ایران قبل از ظهور

بنابراین قبل از ظهور، انقلاب و حکومت در ایران تشکیل خواهد شد که هدف اصلی خویش را زمینه سازی برای حکومت جهانی امام عصر می داند و در مواجهه با دشمن، دو مرحله حق خویش را از دشمنان طلب میکنند (يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَايُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَايُعْطَوْنَهُ) اما وقتی خواسته آنان برآورده نمیشود (فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ) اینبار از راه قدرت نظامی، حق خویش را از دشمن طلب میکنند (وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ) آنگاه دشمن مجبور به پذیرش مطالبات حق ایرانیان خواهد شد (فَيُعْطَوْنَ مَاسَأَلُوهُ) لکن ایرانیان به دلیل تغییر معادلات جهانی ازجمله وقوع واقعه هرج الروم از پذیرش حق خویش -علیرغم اصرار بر اخذ حق در دو مرحله قبلی- سرباز خواهند زد (فَلَايَقْبَلُونَه) و در مقابل آماده جنگ نهایی و سرنوشت ساز با دشمن در فلسطین در آستانه ظهور خواهند شد. (يَقُومُوا ... قَتْلَاهُمْ شُهَدَاء) و سرانجام انقلاب ایران به طلوع فجر حکومت جهانی مهدوی متصل خواهد شد (وَلا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ)[4] که عبارۀ اخری تعبیر قرآنی "وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين" در سرنوشت انقلاب "قیام مردی از قم" است که ذکر گردید. بنابراین آخرین حکومت در ایران، نه تنها متعلق به بنیعباس نیست بلکه زمینهساز ظهور است.[5]

حجۀالاسلام عالی در حضور امام خامنهای و بیان اتصال انقلاب ایران به ظهور - لینک دانلود

حفظ نظام یا حفظ جان امام زمان؟

ولیکن آنچه سالیان طولانی بهعنوان «شبهه» مطرح است که امام خمینی گفتند: «نظام را حفظ کنیم ولو به قیمت کشته شدن امام زمان». در حالیکه در اندیشه فکری «امامین انقلاب»، حفظ اسلام بر حفظ نظام مقدم است و «نظام» بدون مبانی «انقلاب» یک چیز سطحی و صوری است. و نباید به هر قیمتی نظام را حفظ کنیم. ملاک حفظ اسلام است و نه حفظ نظام. و اما شبهه و پاسخ به آن:

امام خمینی: «حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ـ ولو امام عصر(عج) باشد ـ اهمیتش بیشتر است».[6]

صرفنظر از اینکه برخی عنوان میکنند امام خمینی میتوانستند مقصود خویش را بهتر بیان کنند اما شهید سلیمانی که نمونه برجستهای از تربیتشدگان اسلام و مکتب امام خمینی بود، آنچه که از رهبر خویش آموخته بود و به آن ایمان داشت را اینگونه بیان میکند: «امام خمینی فرمود حفظ این نظام، از حفظ جان مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف واجبتر است. بعد استدلال میکند. میفرماید امام زمان هم که ظهور میفرمایند، این ظهور هدفش برای چیست؟ [برای] اسلام است. خب امام خمینی پیش از ظهور، برای زمینه آن ظهور، برای مقدمه آن ظهور این حکومت را بوجود آورد و من و شما را سفارش کرد به[حفاظت از] این نظام».[7]

البته مقصود شهید سلیمانی از حفظ نظام، حفظ مبانی انقلاب بوده است و نه حفظ ساختار سیاسی. و مقصود امام خمینی، حفظ انقلاب بوده است و نه حفظ نظام به هر قیمتی؛ کما اینکه رهبری امام خامنهای نیز به صراحت فرمودند:«بعضی تصوّر میکنند که منظور از نظام که در اینجا گفته میشود صرفاً همین ساختار سیاسیِ موجود است که این را ما باید به هر قیمتی حفظ کنیم؛ [نه]، تنها این نیست».[8]

حال در هنگام تزاحم بین حفظ نظام یا حفظ اسلام کدام مقدم است؟

امام خمینی میفرمایند حفظ اسلام، مقدمتر است:

«ما و شما دو مسئولیت داریم؛ یک مسئولیت کوچک و یک مسئولیت بزرگ. مسئولیت کوچک حفظ کشور، حفظ نظام و پیشبرد و رعایت جهات نظمی و تربیتی افراد [است] که این مهم است، لکن کوچکتر از آن دومی است. دوم، حفظ مکتب و چهرۀ اسلام».[9]

بنابراین سخن اول امام خمینی را در کنار این سخن دوم، باید نگریست و در واقع مکمل یکدیگر هستند.

حمایت از انقلاب در راستای زمینه سازی ظهور، واجب است و نه هر رطب و یابسی از سوی برخی مسئولین نظام به نام اسلام. کما اینکه خود اینجا شعار بدهند و فرزندانشان در آمریکا و انگلیس خوشگذاری میکنند و یا برخی با مسائل نجومی، شعارهای انقلاب را وارونه جلوه دهند.

بنابراین، راز فهم این سخن امام خمینی در این نکته نهفته است که توجه داشته باشیم تمامی اولیای الهی وجود خود را در راه دین خدا و اجرای فرامین الهی وقف کردند و همه هستی خود از جمله مال، جان، آبرو و خویشان خود را فدای اوامر خداوند متعال نمودهاند که واضحترین آنها در ماجراهای زندگی امیرالمومنین و امام حسین در واقعه کربلا جلوهگر شده است.

منظور امام خمینی از حفظ جمهوری اسلامی، حفظ انقلابی است که اگر از بین برود اصل اسلام مورد تهدید جدی قرار خواهد گرفت و مفروض این است که حضرت ولی عصر(عج) طبعا با چنین مقولهای همچون جد شهیدش حضرت اباعبدالله الحسین(ع) رفتار خواهد کرد و به بهانه حفظ جان خود از حراست اسلام کوتاهی نخواهد کرد. کما اینکه امام خمینی فرمودند: «حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ـ ولو امام عصر(عج) باشد ـ اهمیتش بیشتر است؛ براى اينكه امام عصر هم خودش را فدا مىكند براى اسلام».[10]

تفاوت «نظام» با «انقلاب» در بیان امام خامنهای

مقام معظم رهبری امام خامنهای نیز در تفسیر سخن امام، میفرمایند: «اینکه امام فرمودند [حفظ نظام] از اوجب واجبات است یا اوجب واجبات است، بعضی تصوّر میکنند که منظور از نظام که در اینجا گفته میشود صرفاً همین ساختار سیاسیِ موجود است که این را ما باید به هر قیمتی حفظ کنیم؛ [نه]، تنها این نیست، نظام فقط ساختار سیاسی نیست؛ نظام یعنی ساختار سیاسی با مجموعهی اهداف و آرمانهایی که در آن است. حفظ نظام، یعنی حفظ همهی ارزشهایی که نظام اسلامی خودش را متعهّد به آنها میداند؛ مثل عدالت، مثل پیشرفت، مثل معنویّت، مثل علم، مثل اخلاق، مثل مردمسالاری، مثل قانونگرایی، مثل آرمانگرایی؛ آرمانگرایی جزو مؤلّفههای اصلی نظام اسلامی است و نظام اسلامی بدون آرمانگرایی یک چیز سطحی و صوری است».[11]

اما سوگمندانه مشاهده میکنیم، سالها است برخی "جریانهای داخل نظام" با ارائۀ عامدانۀ تفسیری غلط از عبارت صحیح و پر معنای "حفظ نظام از اوجب واجبات است"، حاشیۀ امنی برای سیاسیبازی، زراندوزی برای خود ایجاد کرده دایرۀ وسیع و عمیق مفهموم "انقلاب" را به دایرۀ بستۀ "نظام سیاسی"، محدود نموده تا بتواند با خیال راحت منافع نامشروع خود را پیگیری نمایند.

و صدالبته بین انقلاب (مبانی، اهداف، آرمانها) با نظام و برخی مسئولین فاسد نفوذی، به تصریح رهبری، فرسنگها فاصله است؛ همانطور که بین انقلاب پیامبر با نظام پیامبر که توسط بنیامیه (جریان نفوذی متمایل به رومیها) و بنیعباس (جریان مدعی حمایت از حقوق اهلبیت) مصادره شد، فرق است.

نگاه «حداقلی» به فرایند ظهور

برخی از «مدعیان» روشنفکری دینی (کاش واقعا روشنفکر بودند)، معتقد هستند «فرایند ظهور» نیاز به زمینهسازی ندارد بلکه احتمال دارد در بستر «اعجاز و معجزه» شکل بگیرد[12] و در واقع پرسشهایی را مطرح میکنند:

آیا با زمینهسازی، ظهور حضرت به تاخیر میافتد؟

آیا قیام و انقلاب در عصر غیبت به «نیت زمینهسازی»، مشروعیت دارد؟

البته انقلاب امام خمینی در برابر خورشید امام عصر، همچون نور شمع است[13]. اما آیا روا است در تاریکی شب عصر غیبت، همین شمع را هم خاموش کنیم با این استدلال چون قرار است فردا خورشید طلوع کند؟

این توهم اشتباه در میان برخی «شریعتگرایهای سنتی» با نگاه «حداقلی» به فرایند ظهور، نضج و شکل گرفته است که امام عصر(عج) نیازی به زمینهسازی و حمایت نظامی ندارد؛ در حالی که با اندکی تدبّر در تراث مهدوی، متوجه میشویم: غلبه نرمافزاری و سختافزاری بر «هیمنۀ پوچ استکبار» حتی بعد از ظهور که خود امام عصر(ع) نیز حضور دارند، با کمک و نصرت زمینهسازان اتفاق خواهد افتاد؛ و حضرت مهدی(عج) از نسل امام حسین(ع) با کمک سلاح یارانش و یاری زمینهسازان، دشمنان را شکست خواهند داد:

مَهْدِیاً مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِ الْمَظْلُومِ یحَرِّفُهُمْ بِسُیوفِ أَوْلِیائِهِ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ.[14]

قوم زمینهساز، که شعارشان «یا لثارات الحسین» است و آرزوی شهادت دارند و به وسیله آنان، امام مهدی(عج) یاری و نصرت خواهد شد:

یتَمَنَّونَ اَنْ یقتَلُوا فِی سَبیلِ اللّه شِعارُهم یا لَثاراتِ الحُسَینِ ... بِهِم يَنصُرُ اللَّهُ إمامَ الحَقِّ.[15]

و همگان میدانند این مهم، یکشبه حاصل نخواهد شد، بلکه شیعه باید «اوج آمادگی و اقتدار نظامی» قبل ظهور را حفظ کند، زیرا مخاطرات فراوانی شیعه را تهدید میکند و از این رهگذر میتوان برداشت غلط و اشتباه مخالفین «تشکیل قدرت منجسم شیعی» ـ تحت شعار واحد «زمینهسازی» در «جغرافیای ظهور» ـ را بیش از بیش احساس کرد؛ زیرا چگونه ممکن است نقشههای پیچیدۀ جبهۀ باطل را خنثی نمود، در حالی که شیعۀ قبل ظهور از قدرت نظامی سختافزاری و نرمافزاری به هدف یاری امام عصر(عج) برخوردار نباشد؟

درحالیکه جبهه باطل و در رأس آن دشمن اصلی امام عصر[16] (سفیانی)[17] -که حمایت مثلث «غربی[18] ـ عبری[19] ـ عربی[20]» را به همراه خود دارد- تمام تلاش خویش را برای جلوگیری از ظهور امام عصر به کار خواهد بست، در مقابل باید جبهه حق و محور مقاومت شیعی نیز تحت پرچم واحد و شعار واحد «زمینهسازی ظهور»، قدرت نظامی خویش در «جغرافیای ظهور» و محیط پیرامونی را تحکیم بخشد.

البته این مهم برعهده ایرانیان نهاده شده[21] که نقش مدیریت و سرپرستی جهان تشیع و رهبری امت در مواجهه با دشمن و جبهه استکبار (مثلث شوم غربی ـ عبری ـ عربی)[22] برعهده آنان نهاده شده که توانسته است تحت پرچم «جبهه حق» و شعار واحد «زمینهسازی» با گردهم آوردن شیعیان از مناطق مختلف جغرافیای ظهور ـ عراق (عصائب العراق)[23]، یمن (اهل الیمن)[24]، لبنان و فلسطین (ابدال الشام)[25] ـ در مثلث «کوفه، مکه و قدس»، فرایند امر ظهور را برای تشکیل حکومت حقه جهانی حضرت ولیعصر(عج) مهیا و فراهم سازند.

سخنی منصفانه با مخالفین انقلاب امام خمینی

در باب مشروعیت انقلاب و قیام در عصر غیبت، تاکنون دو دیدگاه وجود داشته است:

الف. مشروعیت قیام در عصر غیبت

ب. عدم مشروعیت قیام در عصر غیبت

اما دیدگاه سوم، دیدگاه برگزیده است و قائلین دو دیدگاه فوق ناگزیر به قبول آن هستند:

ج. مشروعیت قیام و انقلاب زمینهساز ظهور

به عبارت دیگر: مخالفین انقلاب امام خمینی حتی اگر قائل به دیدگاه دوم باشند، بالاخره طبق احادیث معتبر از جمله در کتاب الغیبة نعمانی، قیامی توسط ایرانیان شیعی قبل ظهور قطعا و حتما شکل خواهد گرفت که آرمان این انقلاب، تقدیم پرچم به امام عصر است:

كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ ... وَ لَايَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ.[26]

قومی در مشرق قیام و انقلاب می کنند ... و پرچم حکومت خویش را به امام عصر(عج) تحویل می دهند و کشتههای این انقلاب و قیام، شهید محسوب می شوند.

انقلاب ایران، نشانه «حتمی» ظهور

تعبیر «كَأَنِّی ، رؤیت امام معصوم»، مشعر به «حتمیت» وقوع رخداد «انقلاب ایرانیان قبل ظهور» دارد. شایان ذکر است، هر جا تعابیر دیگری نیز افادۀ قطعیالوقوع نماید، جزو «نشانههای حتمی» ظهور است، هرچند لفظ «حتم» به کار نرفته باشد. برای مثال، از غیبت امام عصر(عج) که همگان میدانند جزو رخدادهای حتمی است، تعبیر «لابدّ» شده است:

لَا بُدَّ لِلْغُلَامِ مِنْ غَيْبَة... وَ هُوَ الَّذِي يَشُكُّ النَّاسُ فِي وِلَادَتِهِ.[27]

و نیز از اولین نشانۀ حتمی ظهور (سفیانی) و ظهور امام عصر(عج)، تعبیر به «لابدّ» شده است:

لَا بُدَّ... السُّفْيَانِيُّ... وَ خُرُوجُ الْقَائِمِ.[28]

شاهد قویتر اینکه، در احادیث از «حتمیت» صراحتاً به «لابدّ» تعبیر شده است و در واقع این دو واژه، فرقی با هم ندارند:

حَتَمَ بِأَنَّهُ كَائِنٌ لَا بُدَّ مِنْه .[29]

همچنین است تعبیر «لا یکون هذا الأمر»، که به حتمی بودن آن رویداد اشاره دارد:

لَا يَكُونُ هَذَا الْأَمْرُ... حَتَّى يُنَادِيَ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَلَا إِنَّ فُلَاناً صَاحِبُ الْأَمْر.[30]

زیرا ثابت و یقینی است، ندای آسمانی ـ که به معرفی امام عصر(عج) میپردازد، جزو حتمیات است و از طرفی، در حدیث فوق به جای تعبیر «محتوم» از تعبیر «لا یکون هذا الأمر» برای ندای آسمانی استفاده شده است.

و اگر اشکال شود:حتمیات فقط به «پنج نشانه در سال ظهور» منحصر میشود، پاسخ این است در احادیث معتبر از برخی نشانههای ظهور همچون: اختلاف بنیفلان و طلوع خورشید از مغرب نیز به «نشانۀ حتمی» یاد شده است:

خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ النِّدَاءُ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنَ الْمَغْرِبِ مِنَ الْمَحْتُومِ... وَ اخْتِلَافُ بَنِي فُلَانٍ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُ الْقَائِمِ مِنَ الْمَحْتُوم.[31]

از اینرو، نشانههای حتمی منحصر در نشانههای پنجگانۀ سال ظهور نیست که با واژه «حتم» ذکر شده است (خَمسُ عَلاماتٍ مَحتُومات)، بلکه حوادثی که عبارت «لابدّ»، «كَأَنِّی » و تعابیر مشابه آن استعمال شده است، نیز جزو نشانههای حتمی است، و ذکر پنج نشانۀ حتمی در «سال ظهور» به معنای نفی نشانههای حتمیِ «پیش از سال ظهور» نیست.

بنابراین، تعبیر «كَأَنِّی » مبنی بر رؤیت امام معصوم و خبر دادن امام معصوم از واقعهای، بر حتمیت آن رخداد دلالت دارد:

لَكَأَنِّي... قَائِماً بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَام[32] ؛ كَأَنِّي بِالْقَائِمِ عَلَى مِنْبَرِ الْكُوفَة.[33]

زیرا مشاهده و رؤیت امام معصوم، خطاناپذیر است و از وقوع حتمی آن رویداد خبر میدهد؛ همچون پیشگویی پیامبر(ص) از شهادت امام حسین(ع)، پیشگویی امام علی(ع) از نحوۀ شهادت میثم تمار[34] و یا پیشگویی امام باقر(ع) از نحوۀ شهادت زید بن علی بر بالای چوبهدار:

دَخَلتُ عَلَى النَّبِيِّ... وَ الحُسَينُ(ع) عَلى فَخِذِهِ... قال كَأَنّي بِهِ و قَد خُضِبَت شَيبَتُهُ مِن دَمِه[35] ؛ دَخَلتُ عَلَى الباقِرِ(ع)... فَقالَ: ... أخي زَيدٌ... كَأَنّي بِهِ و قَد صُلِبَ فِي الكُناسَة.[36]

و از همین سنخ است رخداد «انقلاب ایرانیان قبل ظهور» که امام معصوم با تعبیر «كَأَنِّی » از حتمیت آن خبر میدهد؛ زیرا رؤیت امام معصوم طبق «مبانی کلامی»[37]، خطاناپذیر است[38]؛ بلکه حاکی از یقین امام معصوم است که به صراحت از آن، خبر میدهد:

كَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ... وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم قَتْلَاهُمْ شُهَدَاء.[39]

این واژه در لغت عربی نیز بر ادراک دلالت دارد.[40] بنابراین، چنین تعابیری دلالت میكند رخداد انقلاب ایرانیان قبل ظهور، وعدۀ حتمى الهى است، زیرا معصومین(ع)، تعبیر «كَأَنِّی ، لكَأَنِّی » را زمانى به كار میبُردند كه امر قطعیالوقوع باشد، آنچنانكه گویا آن واقعه را با چشمان خود میبینند؛ بلكه میرساند امامان(ع) با دید نافذی كه خداوند آنان را بدان مخصوص كرده، آن واقعه را میبينند و خبر میدهند.[41]

پرچم هدیت و فتوای رهبر ایران

و باتوجه به عبارت "قَتْلَاهُمْ شُهَدَاء" در گزاره قیام ایرانیان، وصول به مقام شهید و شهادت در عصر غیبت، باید با اجازه نائب عام امام عصر باشد. از اینرو احتمال دارد رهبر ایرانیان، مرجع و نائب عام نیز است که اذن جهاد و جنگ توسط وی صادر می شود کما اینکه احتمال دارد قاطبه مرجعیت شیعه به عنوان نائبان امام عصر، اذن جهاد و قتال را صادر نمایند.

و البته لشکر قوم مشرق و انقلاب ایران متصف به حضور "أَصْحَابِ الْقَائِم"[42]، " قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ"[43] و "راياتُ هُدى"[44] می باشد که نشان از حقانیت پرچم حکومت زمینهساز دارد. علاوه بر این، معصومین در چندین روایات با عبارتهای مختلفی همچون: "بِهِمْ يَنْصُرُ اللَّهُ إِمَامَ الْحَقِّ"[45]، "فَمَن أدرَكَ ذلِكَ مِنكُم فَليَأتِهِم"[46]، "فَسارَعوا إلَيه "[47] و ... به شیعیان سفارش و اتمامحجت می کنند که در یاری لشکر زمینه ساز ایرانیان قبل از ظهور، کوتاهی نکنند.

دیدگاه «مرکز تخصصی مهدویت» نجفاشرف

و اگر اشکال شود ارض مشرق اعم از ایران است، پاسخ داده میشود: آری؛ لکن قدرمتیقن ایران جزو بلاد مشرق بوده است[48]. کما اینکه مرکز تخصصی مهدویت نجفاشرف، کشور ایران را از بلاد مشرق و لشکر خراسانی میداند که برای مبارزه با لشکر سفیانی موردحمایت غربی ها وارد عراق میشود و بعد از ظهور، خراسانی به عنوان رهبر ایرانیان پرچم انقلاب ایرانیان را به عنوان بیعت به امام عصر تقدیم خواهند کرد.

توضیح اینکه: مرکز تخصصی مهدویت در نجفاشرف تحت زعامت و اشراف مرجع شیعیان آیۀالله سیستانی حفظه الله، در پاسخ به سوال مخاطبین مبنی بر اینکه هویت قوم مشرق را استفسار نمودند، چنین پاسخ میدهد:

عن الإمام الباقر عليه السلام: كأني بقوم خرجوا من المشرق يطلبون الحق فلا يعطونه ثم يطلبونه فلا يعطونه، فإذا أرادوا ذلك وضعوا سيوفهم على عواتقهم، فيعطون ما سألوا فلا يقبلونه حتى يقوموا ولا يدفعونها إلّا إلى صاحبكم، قتلاهم شهداء أمّا إني لو أدركت ذلك لأبقيت نفسي لصاحب الأمر.أيّ الرايات مقصودة بهذه الرواية، ومن أين تأتي؟

الإجابة:

بسم الله الرحمن الرحيم

الظاهر أنها الرايات السود التي تقبل من المشرق، والتي ورد في بعض الروايات أنها رايات الخراسان.

مربوط به موضوع :

نویسنده محمد منصوری_امور فرهنگی مسجدامام حسین(ع) در یکشنبه ۱۴۰۲/۰۱/۲۰ |

مسجدسلیمان مسجدامام حسین(ع)نفتون...

ما را در سایت مسجدسلیمان مسجدامام حسین(ع)نفتون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1402 ساعت: 13:07

صفحه بندی